تبليغاتX
زنانی دیگر

زنانی دیگر

برای رهایی زنان


+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/12/09ساعت 8:27  توسط   | 

زنانی دیگر در بلاگ اسپوت به آدرس

 آدرس جدید زنانی دیگر

 

 http://z-degar.blogspot.com

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/07/19ساعت 21:54  توسط   | 

سنگسار زنان، دشمنی و خشونت هدفمند

سنگسار زنان، دشمنی و خشونت هدفمند

 

در تمامی ادوار تاریخی، قدرت های حاکم اهرم خشونت را برای تداوم نظم و ساختار غارتگرانه خود به کار گرفته اند. در همه ادوار، دیکتاتورهای حتی به ظاهر دمکراسی خواه، برای اعمال جنگ و خشونت در مناطق مختلف دنیا توجیهی به جز برقراری نظم و امنیت و دفاع از حقوق اجتماعی و سیاسی مردم ارائه نکرده اند. خشونت و سرکوب و اعدام و شکنجه گرچه ماهیتا ابزاری برای منافع اقتصادی و اجتماعی حاکمان مرتجع بوده ولی در هر منطقه و کشور رنگ و لعاب مناسب با مناسبات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی آن کشور را بخود گرفته است.

خشونت های دوران برده داری علیه برده ها، سوزاندن زنان به عنوان ساحره و جادوگر، دادگاه های تفتیش عقاید و شکنجه کلیسا در قرون وسطی، یهودی سوزان (هولوکاست) هیتلری، جنگ جهانی اول و دوم، ظهور بن لادن و القاعده و بنیادگرایی اسلامی، سربلند کردن بنیادگرایی فاشیست مسیحی در آمریکا و..... همه و همه توجیهی در این راستا (یعنی حفظ امنیت و دفاع از دین و ملیت و....) داشته است.

جمهوری اسلامی ایران نیز نه تنها از این قاعده مستثنی نبوده بلکه با جمع کردن تجارب ضد انقلاب جهانی در زمینه هایی سرآمد همه مرتجعین شده است. حضور نیروهای نظامی – امنیتی سپاه و اطلاعات در گوشه گوشه ی دنیا، ترور دگراندیشان در خارج و داخل کشور، اعدام و قتل عام زندانیان سیاسی در دهه 60، اعدام و سنگسار زنان و غیره و غیره، تماما بخشی از استراتژی دولت جمهوری اسلامی برای حفظ نظم و تداوم ساختار ننگین اش است. پشتوانه جمهوری اسلامی برای اعمال خشونت در همه سالهای حاکمیت اش، ایدئولوژی اسلامی و فرهنگ سنتی و عقب مانده و خرافه پرستی و فقر بخشی از مردم بوده است. در جایی که سران مافیای مولتی میلیاردر سپاهی و غیرسپاهی مرزها را برای ورود و خروج مواد مخدر، فروش دختران و زنان محروم و فقیر، وارد کردن انواع کالاهای بنجل و غیر استاندارد و .... برای خود امن کرده اند، دستگیری و اعدام مواد فروش های خرده پا (که وجودشان ناشی از فاصله طبقاتی شدید و فقر و بیکاری در جامعه است) چه مفهومی بجز مردم فریبی می تواند داشته باشد؟ در جایی که مردان حریص و صاحب ثروت های باد آورده اجازه گرفتن (بخوانید خریدن) چند زن قانونی و ده ها صیغه را دارند، سنگسار زنان به جرم داشتن رابطه جنسی با فردی به غیر از همسرشان در راستای همین خشونت سازمان یافته حکومت زن ستیز  است که در قوانین اش مجازات های ویژه زنان بسیار برجسته است.

نهاد خانواده هسته ای در شرق و غرب/ شمال و جنوب کارکرد خود را چنان از دست داده که تمامی مشوق های اقتصادی و اجتماعی هم نتوانسته و نمی تواند از فروپاشی آن ممانعت کند. سینمای هالیود سالانه صدها فیلم در راستای ارزش گذاری مثبت برای نهاد خانواده هزینه میکند ولی روز به روز و قدم به قدم مردم از تشکیل خانواده و ازدواج گریزان تر شده و به دنبال بدیلی مناسب برای آن هستند. یکی از پیامدهای گریزناپذیر خانواده هسته ای (که بار اصلی آن به دوش زن تحت عنوان مادر، همسر، آشپز، نظافت چی و.....است) دلزدگی، افسردگی و روزمره گی برای زنان است. مردان در جوامعی از قبیل ایران قانونا مجاز به برقراری ارتباط خارج از چهارچوب خانواده هستند و از این مکاره بازار ننگ و نیرنگ که دین اسلام به آنان عرضه کرده، حظی وافر می برند. اما زنان به محض بر قراری کوچکترین ارتباطی خارج از مناسبات خانواده، باید در انتظار سنگسار باشند. آیا پدیده ای وحشیانه تر از این می توان سراغ داشت؟

تحفه اخیر دولت و مجلس (لایحه حمایت از خانواده) برگ ننگین دیگری از این دست است که از دید زنان پیشرو ورق باطله ای بیش نیست. فشار و لابی گری نیروهای اصلاح طلب و رفرمیست و لیبرال و ملی مذهبی ها که دل به تغییراتی در این یا آن بند این لایحه دارند خیانت به حرکت بالنده جنبش زنان در ایران است و بس.

ما در برابر سیاست های نخ نمای حکومت جمهوری اسلامی که همانا فریب و دروغ و سرکوب است تا به آخر مقاومت می کنیم. ما زندان و شکنجه و اعدام و سنگسار را به جرم حفظ "عفت عمومی" و محاربه و غیره محکوم می کنیم. ما خواهان لغو مجازات اعدام تحت هر عنوانی هستیم. ما خواهان آزادی زندانیان سیاسی بدون هیچگونه قید و شرطی هستیم. ریشه جرم و اعتیاد همانا فقر و بیکاری و ستم و استثمار بی حد و حصری است که بر جامعه حکمروا است. ما تا زمانی که این ریشه ها بر کنده نشود از تلاش دست بر نمی داریم.

"زنان دیگر" از همه زنان ستمدیده ای که تحت عنوان زنا محکوم به زندان و سنگسار شده اند پشتیبانی کرده و خواهان آزادی هر چه سریعتر آنان است. هیچ نهاد حکومتی و مذهبی حق دخالت و قضاوت در رابطه خصوصی و جنسی بین افراد را ندارد. زنان و مردان باید آزاد باشند که در صورت عدم تمایل به رابطه خصوصی، به راحتی رها شوند و رابطه ای شکوفا و پویا را جایگزین کنند.

سنگسار زنان خشونتی سازمان یافته و هدفمند به قصد تثبیت موقعیت فرودستی زنان است. رژیم جمهوری اسلامی از هرگونه سرکشی زنان و دختران علیه قوانین ستمگرانه به شدت هراس دارد. مبارزه زنان و دختران جوان علیه قوانینی مانند حجاب اجباری، سنگسار، محتوای بشدت جنسی گرایانه و مردسالارانه کتب آموزشی مدارس و دانشگاهها و ..... همگی میتواند نقش مهمی در راستای رسیدن به جامعه ای فارغ از تفاوت های طبقاتی، جنسیتی، نژادی، ملیتی و... داشته باشد.

دور نیست زمانی که عاملین و آمرین جنایات چند دهه حاکمیت جمهوری اسلامی در هر رنگ و لباسی (با عمامه و بدون عمامه) در پیشگاه مردم زجر کشیده از ستم مذهبی، از جنگ و فساد اقتصادی و اخلاقی، به زانو بنشینند.

عنصر آگاهی و حضور در همه شکل های جنبش های مردمی و تعمیق خواسته ها و شعارها، راه را کوتاهتر و هموار تر می نماید.

زنانی دیگر

۱۳۸۹/۷/۳ 

+ نوشته شده در  شنبه 1389/07/03ساعت 9:32  توسط   | 

22 خرداد: ارسالي به زناني ديگر

22 خرداد: ارسالي به زناني ديگر

پنجشنبه بیست خرداد موسوی و کروبی عقب نشینی کردند؛ با این بهانه که جان و مال مردم در خطر است. آنها از عاشورای خونین چنان به هراس افتاده اند که سازش را پیشه کرده اند و شاید بتوانند نظام را حفظ کنند.
ساعت 4/30 بیستم خرداد در خیابان آزادی بودم ماموران امنیتی حضور داشتند اما تظاهراتی صورت نگرفت. از یادگار به ونک رفتم، میدان مملو از پلیس بود و مردم در رفت و آمد بودند، به میدان هفت تیر رفتم همان وضعیت میدان ونک را داشت. از آنجا به کرات موتورسوارهای دو ترکه را می دیدم که در رفت و آمدشان خیابان کریمخان را زیر نظر داشتند،امااز میدان ولیعصر تا پارک لاله بسیجیها و لباس شخصیها مثل مور و ملخ حضور داشتند، روی تمام نیمکت های این خیابان در گروههای شش، هفت نفره نشسته؛ یا روی چمنها با شیشه های آب به گفتگو و خنده وقت می گذراندند.آنها با جلیقه یا شلوارهای مخصوصشان قصد پنهان کردن خود را نداشتند.جلوی پارک هم در اشغال نیروی انتظامی بود. میدانهای ولیعصر و توحید و پل گیشا هم در کنترل پلیس ویژه بود.

اما تا چشم كار ميكرد مردم شجاع و بي باك را ميديدي كه منتظر فرصتي هستند تا خشم خود را بيرون بريزند.
آری رهبران بی کفایت جنبش به جای گرامی داشت روزهای کارگر و معلم در اردیبهشت ماه،وعده 22 خراد را به مردم دادند و سر بزنگاه شانه خالی کردند. هرچند خوب می دانستند که حضور کارگران و معلمان و مطرح شدن مسائل معیشتی باعث تعمیق جنبش مردمی می شود و این دو از این مهم پرهیز می کردند
ارسالی به:زناني ديگر

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/04/01ساعت 9:21  توسط   | 

از خواست های به حق «مادران عزادار» حمایت می کنیم

مادران عزادار در تاریخ۸۸/۱۲/۱۲ خواستار توقف احکام اعدام، محاکمه علنی آمران و عاملان جنایات سی و یک ساله اخیر و آزادی بدون قید وشرط زندانیان عقیدتی شدند.
                                             
خانواده های زندانیان سیاسی از همان روزهای آغازین جنبش کنونی به حمایت از فرزندان خود به میدان آمدند. «مادران عزادار» اعتراض خود به سرکوب، زندان واعدام فرزندان خود را به شکل علنی آغاز کردند. آنان ابتدا به عنوان اعتراض هر هفته شبنه ها در پارک لاله تجمع کرده و با بلند کردن عکس فرزندان خود خواهان مجازات آمران و عاملان کشتار، سرکوب و زندان آنان بودند.
تعداد زیادی از مادران داغدار و حامیان آنان، طی چندین نوبت مورد حمله و یورش نیروهای امنیتی قرار گرفتند، دستگیر شدند، خود و خانواده شان مورد تهدید و آزار و اذیت قرار گرفتند ولی همچنان مصمم به اشکال مختلف: تجمع در جلوی زندان اوین و دادگاه انقلاب، تجمع در سایر پارک ها، همراهی با اعتصاب غذای زندانیان، دیدار و همدردی با خانواده جان باختگان در تهران و شهرستانها و اعتراض به اعدام بر خواسته های خود پای می فشارند. این حرکت اعتراضی، به شکلی گسترده مورد حمایت بسیاری از گروه های سیاسی و اجتماعی در سراسر دنیا نیز قرار گرفت.      
تهدید، دستگیری و سرکوب این خانواده ها نه تنها مانع حرکت اعتراضی آنان نشد بلکه در ر وندی یک ساله امروز از مرز جنبش اخیر، فرزندان خود و جمهوری اسلامی فراتر می روند. برخی از مادران کشته شده ها سکوت خود را شکستند و صدای اعتراض خود را به گوش جهانیان رساندند. اگر روزهای اول خواسته شان فقط محاکمه و مجازات آمران و عاملان جنایات جنبش اخیر بود، امروز خواستار محاکمه و مجازات آمران و عاملان جنایت های سی و یکسال گذشته هستند، و این یعنی به چالش کشیدن کلیت نظام جمهوری اسلامی و سی و یک سال حکومتش. آنان امروز خواسته هایشان بشردوستانه تر و دموکراتیک تر است: حال نه تنها خواهان آزادی کلیه زندانیان عقیدتی هستند، بلکه مخالفت و ضدیت خود با اعدام را نیز به گونه ای سرلوحه اعتراضات خود قرار داده اند.
«مادران داغدار» نیز همچون سایر اعضای جنبش اخیر در روندی یکساله نه تنها بر ماهیت ضد انسانی رژیم واقف شده و می روند که به حرکتی رادیکال تر تبدیل شده و گستره اعتراضات و مطالبات خود را وسیع تر کنند، بلکه در این روند مطالبتشان دموکراتیک تر و بشردوستانه تر نیز شده است.
رژیم که دیگر قادر نیست با فریبکاری خود را از بحران سیاسی و اقتصادی که دچارش شده برهاند، حال روز به روز وحشی تر شده و دست به سرکوب عیان می زند. سبعیت و وحشیگری رژیم در یکی دو ماه اخیر و اعدام زنان و مردان انقلابی نه تنها آن طور که رژیم آرزویش را داشته و دارد، باعث رعب و وحشت نیروهای موجود در جنبش نشده بلکه روزبروز چهره ضد انسانی خود را آشکارتر کرده و انتخاب راه را برای نیروهای موجود درجنبش آسان تر میکند.
«مادران داغدار» نیز همچون سایر اعضای جنبش در این یک سال به دستاوردهای بسیاری رسیده اند. آنان نیز حال به این آگاهی می رسند که اعتراضاتشان نیاز به پیگیری و پایداری بیشتری دارد و بایستی با اتکا به نیروی خود، راه آزادی و رهایی را بجویند.
ما زنانی دیگر ضمن محکوم کردن هرنوع حکم اعدام و جانبداری بی قید و شرط از آزادی بیان و اندیشه، حمایت خود را از خواسته های به حق مادران عزادار اعلام کرده و تمامی جنایت های سی ویک ساله رژیم جمهوری اسلامی را "جنایت علیه بشریت" دانسته و آن ها را محکوم می کنیم. ما با تمامی مادران و خانواده های جان باختگان سی و یک سال گذشته، بخصوص خانواده های جان باختگان جریانات اخیر و همچنین خانواده های ۵ جوانی که اخیرا به دار آویخته شدند، ابراز همدردی می کنیم و برای دادخواهی با آنها همراهیم.   

زنانی دیگر
اردیبهشت سال ۱۳۸۹

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/03/18ساعت 12:47  توسط   | 

سی سال و یک سالی که گذشت

 

سی سال و یک سالی که گذشت!

 

در آستانه ی 22 خرداد سالروز خروش و خیزش مردم مان هستیم.

تجارب چند سال گذشته و بخصوص سال پیش نشان داد که انبوه مردم در مقابل قدرتی از درون پاشیده ولی به ظاهر منسجم و یکدست، توان هر کاری را دارند.

خیابان های تهران و چندین شهر بزرگ صحنه ی رویارویی نیروهایی شد که از مدت ها قبل با سکوتی معنی دار از کنار هم می گذشتند ولی هر یک می دانستند که روزهایی این چنین در پیش روی خواهد بود.

"زنان دیگر" به عنوان صدای بخشی از زنان چپ جنبش مردمی ایران، ضمن پشتیبانی بی دریغ از اعتصابات، اعتراضات و مطالبات سیاسی و صنفی و مدنی زنان، كارگران، دانشجویان و تمامی زحمتکشان، لازم می داند به چند نکته اشاره نماید:

1 – جنبش خرداد سال 88 و وقایع متعاقب آن یکبار دیگر نشان داد که اعتماد و همراهی با هر نیرویی از هر جناج حکومتی و غیرحکومتی که خواهان حفظ ساختار نظام جمهوری اسلامی (با اصلاحاتی بی مایه یا تغییراتی در همین قانون اساسی)است، کاری عبث است و جز به هدر دادن توان جنبش، ثمری دیگر نخواهد داشت.

2 – نیروهای درون جنبش (زنان، کارگران، دانشجویان، معلمین، کارمندان، کسبه و ....) به ابزار آگاهی و دانش سیاسی نیاز دارند تا بتوانند هم افق های بزرگ را ترسیم کنند و هم اینکه در هر مقطع حرکت انقلابی به ارزیابی درست از نیروهای متفاوت و اتخاذ سمت و سوی مناسب دست یابند. دانش سیاسی نیروهای درون جنبش به آنان کمک خواهد کرد که از نظر سیاسی جهت گم کرده نشوند و بر پایه ی جهتگیری صحیح سیاسی شکل های متنوع اعتراض و مقاومت را دست مایه ی کار خود کنند. فقط به اعتراضات خیابانی (آن هم فقط در تهران و چند شهر دیگر) بسنده نکنند. دست زدن به اعتصابات گسترده و یا حتی کوچک، پخش شب نامه، شعار نویسی، استفاده از اینترنت، اجتماعات محله ای و ... راههای مختلف ادامه و تعمیق جنبش مردمی است.

3 – هر نیروی مردمی موظف است از تمامی حرکات اعتراضی نیروهای دیگر درون جنبش حمایت و پشتیبانی کند. متاسفانه جنبش زنان همیشه جای خالی دوستان کارگر و دانشجو را در کنار خود احساس کرده است. گرچه جنبش دانشجویی در این زمینه از خود همراهی هايي نشان داده است اما این امر نیاز به تکامل بیشتری دارد. نادیده گرفتن جنبش زنان که با اطمینان می توان گفت یکی از مقاوم ترین بخش های حرکتهای مبارزاتی سی ساله ی اخیر بوده، یک ضعف اساسی بوده و هست. دلایل این امر قابل بررسی و گفتگو است و در جای آن به این کاستی پرداخته خواهد شد.

4 – نیروهای درون جنبش باید دوست را از غیر دوست درست تشخیص داده و ساختار نظام سرمایه داری جهانی و تبعات حاکمیت آن را افشا کنند. مردم نیاز دارند با کارکرد سرمایه داری و همچنین لابی های پشت پرده ی دولت جمهوری اسلامی با نمایندگان آمریکا، اروپا، چین و روسیه که هدفشان به جز سهم بری بیشتر از این خوان یغما نیست، بیشتر آشنا شوند و بدانند که اینان همگی دستشان در یک کاسه است و به اصطلاح "حمایت" مقطعی برخی از این قدرت های سرمایه داری از جنبش به اصطلاح "سبز" چیزی بجز حفظ نظام جمهوری اسلامی و جلوگیری از تعمیق و رادیکالیزه شدن جنبش مردمی نیست. چرا که تعمیق این جنبش میتواند دیر یا زود به منافع این قدرت های سرمایه داری در ایران ضربات جدی وارد کند و بساط غارت و چپاول آنان را از این کشور برچیند.

5 – سال 89 سال بیکاری، تورم، فشارهای اقتصادی و همزمان سرکوب شدید تر مردم است. رهبران جمهوری اسلامی دو سیاست را همراه با هم به پیش می برند. از یک طرف رسانه های سرکوب و فریب سعی در لاپوشانی و فرافکنی این مصیبت ها دارند. آنان ریشه های فقر و فلاکت مردم  را که همانا چپاول و غارت و فساد حکومتی همه ی جناح های جمهوری اسلامی است لاپوشانی می کنند. آنان با وعده وعیدهای مضحک برای خود زمان می خرند تا مولتی میلیاردر های عمامه دار یا بدون عمامه، استراتژی جدیدتری برای ادامه ی حیات خود بیابند. نیروهای انقلابی باید مردم فریبی های حکومت اسلامی را افشا کنند و خصیصه ی گدا پروری حکومت را که جز توهین به ارج و قرب انسانی نیست را افشا کنند. از طرف دیگر حکومت سیاست سرکوب گسترده را به پیش می برد. در آستانه ی 22 خرداد، دیکتاتوری خون آشام برای ایجاد فضای رعب و وحشت و به اصطلاح پیشگیری از برگزاری هرگونه مراسم سالگرد 22 خرداد، قتل های زنجیره ای را در دستور کار خود قرار داده است. اما اعدام شیرین ها و فرزاد ها نه تنها مطالبات آزادیخواهانه ی مردم را سرکوب نخواهد کرد بلکه آتش زیر خاکستر را هر لحظه فروزان تر خواهد کرد. بنابراین سال 89 فقط سال آنها نیست، بلکه می تواند و باید سال تعمیق و گسترش جنبش مردم در راه دستیابی به رهایی باشد.

آزادی خواهان و نیروهای انقلابی درون جنبش یاد فرزاد ها و شیرین ها و هزاران جانباخته ی راه رهایی را گرامی داشته و تا رسیدن به جامعه ای انسانی و برابر از پای نخواهند نشست.

زنان دیگر – اول خرداد 1389

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/03/02ساعت 15:26  توسط   | 

مطالب درج شده لزوما نظرات "زنانی دیگر" نمی باشد.

+ نوشته شده در  شنبه 1388/12/29ساعت 16:8  توسط   | 

نامه ای به فرزندانمان که در آینده به دنیا خواهند آمد. ( ارسالی به زنانی دیگر)

نامه ای به فرزندانمان که در آینده به دنیا خواهند آمد.

 

فرزندنم، زمان نوشتن این نامه سال 1388 است. زمانی که این نامه را می خوانی حتما شرایط به گونه ای دیگر است. حتماً جهان دیگر زیر چکمه های امپراطوری خونخوار سرمایه داران لگدمال نمی شود. حتماً منافع اقلیتی حریص و جنگ طلب و زورمدار، زندگی کودکان، زنان و مردمان زحمتکش جامعه را تهدید نمی کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/12/12ساعت 22:16  توسط   | 

یکی از اولین جلد سفید های زنان

یکی از اولین جلد سفید های زنان (بعد از ۵۷) 

یک جمع‌بندی وچند مقاله در باره‌ی کار خانگی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/12/03ساعت 8:49  توسط   | 

ما شکست نخورده‌ایم ! "زنانی دیگر"

مرزبندی ها مشخص تر شد، مردم کجا "رهبران اصلاح طلب" کجا؟!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1388/11/30ساعت 23:26  توسط   |